امور فرهنگی و دینی شرکت آب و فاضلاب روستایی لرستان
درباره وبلاگ


ارتقاء سطح آگاهی امور فرهنگی و دینی همکاران ، خانواده های محترم ایشان و سایر مراجعه کنندگان به وبلاگ

مدیر وبلاگ : محسن الوندی
نظرسنجی
میزان رضایت شما از این وبلاگ چقدر است ؟








ترور سردار ایرانی در عراق دنیا را شوک عظیمی فرو برد، اینکه چه خواهد شد؟ صف آرایی منطقه ای به کدام سو کشیده می شود؟ و آیا جنگ منطقه ای یا فرامنطقه ای در راه است؟ این را کسی نمی داند! چون جهان در شوک است.

زهره نوروزپور: شهادت سردار قاسم سلیمانی دنیا را در بهت فرو برد. سی ان ان می گوید، ضامن نارنجک خاورمیانه کشیده شده است. فاکس نیوز می گوید دستاوردی به بزرگی کشته شدن بن لادن رخ داده است. پالتیکو از یک قمار خطرناک صحبت می کند و وارن زون می گوید نفس دنیا در سینه حبس شد.

به واقع نفس ها در سینه حبس است. کسی نمی داند فردا روز، رخ صفحه شطرنج به کدام سو می رود و کدام هدف را نشانه می گیرد؟ تبعاتی از جنس جنگ، خاورمیانه را تهدید می کند. گویی سیاستمداران و رهبران جهان مانند مرغ بال بسته، سردر گم در پی راهی برای جلوگیری از تبعات این ترور هستند. جمهوریخواهان ترامپ را مقدس شمردند و دموکرات ها او را یک احمق!

در واقع در سال 2020 پیشبینی می شد که سال جدید با بحران های عظیم اغاز شود. برخی ناظران معتقد بودند که درگیری ها میان ایران و اسرائیل شدت بیشتری خواهد گرفت و این تنش منجر به جنگی عظیم در خاورمیانه خواهد شد. اما اینکه این نظریه تا چه اندازه صحت داشته باشد و فرضیه ای منطقی تلقی شود، آینده و گذر زمان مشخص خواهد کرد. اینکه جمهوری اسلامی به این اقدام جنایتکارانه چه پاسخی دهد هنوز معلوم نیست اما با توجه به واکنش گروه های مقاومت در منطقه احتمالا صف ارایی جدیدی در عراق رخ دهد.

این حادثه عظیم جهان را دچار تشویش و ترسی عجیب کرده که چه خواهد شد؟ این از واکنش پلوسی کاملا مشخص است!

اولین مقام آمریکایی بعد از فرمانده کل قوای ایالات متحده ، خانم نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در واکنش به این اقدام سریعا موضع گرفت و اعلام کرد کنگره هیچ مجوزی برای این حمله نداده است.

واکنش پلوسی به این معناست که ترامپ سرخود این تصمیم را گرفته است چراکه بر اساس قانون اساسی آمریکا اعلان جنگ و صلح دست رئیس جمهور که فرماند کل قوا محسوب می شود است اما این دستور منوط بر تایید کنگره است.

واکنش پلوسی حاکی از یک ترس عمیق از تبعات ترور سردار است. همچنین فرانسه نیز گفته است که از چیزی که می ترسیدیم اتفاق افتاد.

اقدامات خودسرانه ترامپ بار دیگر منطقه را به آتش خواهد کشید. آژیر قرمز از زمانی  به صدا درآمد که اسرائیل مرتبا به مواضع حشد الشعبی در عراق حمله کرد و پس از بی توجهی حشد و مقامات عراقی و ایرانی به این حملات استارت تفرقه و نفوذ در عراق زده شد و آشوب های خیابانی و آنارشیم حاکم بر عراق منجر به این ضایعه غم بار شد.

سناریو ترور از کجا آغاز شد؟

پس از ترور ابوعطا در آبان ماه سال جاری در سوریه، مقامات آمریکا و اسرائیلی بار دیگر سردار سلیمانی را تهدید کردند. خبرآنلاین در مقاله ای که اذرماه به طور مفصل به آن پرداخت به اظهارات کوهن اشاره کرده بود که او درباره ترور سردار شهید قاسم سلیمانی اظهاراتی را مطرح کرده و بعد تکذیب کرده است. کوهن در اینباره گفته بود: «سلیمانی به خوبی می داند که برنامه ترورش، غیر ممکن نیست. سایه اقدامات او در هر جایی هست، و زیر ساختهایی که توسط او درست شده، بی تردید چالش جدی برای اسراییل محسوب می شوند».

«هفته نامه میشپاچا» که متعلق به «یهودیان ارتدوکس حریدی» است، در اوایل اکتبر سال جاری مصاحبه ای را با «یوسی کوهن» رییس موساد ترتیب داد تا از او نظرش را در رابطه با اوضاع پیش آمده و نگرانی های امنیتی رژیم صهیونیستی جویا شود. «یوسی کوهن» در این مصاحبه گفت «سید حسن نصرالله به خوبی می داند که ما گزینه حذف او را در اختیار داریم».

مصاحبه کننده از او پرسید «پس چرا این کار را انجام نمی دهید؟». کوهن به این سوال پاسخ نداد.

«یوسی کوهن» در بخش دیگری از مصاحبه اش گفت: «سلیمانی به خوبی می داند که برنامه ترورش، غیر ممکن نیست. سایه اقدامات او در هر جایی هست، و زیر ساختهایی که توسط او درست شده، بی تردید چالش جدی برای اسراییل محسوب می شوند».

از او پرسیده شد: «قاسم سلیمانی ادعا می کند که در جریان جنگ 33 روزه لبنان در سال 2006، جنگنده های اسراییل در پی هدف قرار دادن او و نصرالله، رهبر حزب الله در بیروت بوده اند».

«یوسی کوهن» پاسخ داد: «با کمال احترام، باید در پاسخ به اغراق گویی سلیمانی عرض کنم که او هنوز خطایی نکرده که الزاما نیازی به قرار دادن نام وی در فهرست ترور موساد داشته باشیم!».

«تایمز اسراییل» نیز در اول اکتبر سال جاری در واکنش به اظهارات کوهن ، صحبت های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را منتشر کرد و نوشت:  «او در جریان جنگ 33 روزه، به همراه "عماد مغنیه" از فرماندهان ارشد حزب الله، از طریق سوریه وارد لبنان شده و به طور دایم در لبنان حضور داشته است».

«هواپیماهای جاسوسی اسراییل، طی جنگ 33 روزه دایم، بر فراز منطقه ضاحیه در بیروت، که مقر حزب الله به حساب می آید، در حال پرواز بودند. حزب الله لبنان در قلب ضاحیه، "اتاق عملیات" داشت که از آنجا اوضاع جبهه نبرد را زیر نظر داشتیم. اسراییلی ها نیز متقابلا وضعیت ما را زیر نظر داشتند. یک شب، دیروقت بود که عماد مغنیه احساس کرد که باید سید حسن نصرالله را از اتاق عملیات خارج و به جایی دیگر انتقال دهیم. از این جهت، نصرالله را به ساختمان دیگری منتقل کردیم و به فاصله کوتاهی پس از آن، جنگنده های اسراییل نزدیک آن محل را بمباران کردند».

«تایمز اسراییل» در ادامه نقل قول از سردار سلیمانی، می نویسد: «احساس ما این بود که ساختمان قبلی و ساختمان فعلی که نصرالله را به آنجا آورده بودیم، باید زیر نظر طرف ثالثی باشد که به جنگنده های اسراییل علامت می دهد. از این جهت، تصمیم به خروج از ساختمان دوم نیز گرفتیم. عماد مغنیه برای آوردن خودرو رفت و من و سید حسن نصرالله زیر درختی پناه گرفتیم چرا که پهپادهای مجهز به سنسور حرارتی، دنبال رد ما بودند. اما در این گیر و دار، خودروی مغنیه هم توسط پهپادها شناسایی شد و در اینجا بود که وارد گاراژی شدیم تا با عوض کردن خودرو، رد گم کنیم».

اظهارات سردار سلیمانی در بالا، که توسط «تایمز اسراییل» منتشر شده، نشان می دهد که موساد برای ترور او و سید حسن نصرالله، در سال 2006 برنامه داشته اما ناکام مانده است.

به علاوه، «روزنامه هاآرتص» به نقل از «حسین طائب» می نویسد: «جوخه ترور در حال آماده سازی 350 تا 500 کیلوگرم مواد منفجره بوده تا در جریان مراسم عزاداری محرم امسال در کرمان، سلیمانی را ترور کنند».

روزنامه مزبور همچنین می گوید که نتانیاهو گفته است که «حسن نصرالله یا ساکت شود، یا اسراییل می داند چگونه از خود دفاع کند و حساب دشمنان اش را برسد». نتانیاهو در ادامه به سردار سلیمانی هشدار داده «مواظب حرف زدن ات باش و در اقداماتی که می کنی، دقت بیشتری داشته باش».

لازم به ذکر است که هاآرتص در ژانویه 2018، به نقل از نشریه «الجریده» کویت نوشت: «واشنگتن برای ترور قاسم سلیمانی، به اسراییل چرغ سبز نشان داده است».هاآرتص همچنین به نقل از «الجریده»، و «الجریده» نیز به نقل از «یک منبع خبری در اورشلیم( بیت المقدس)» نوشت:« آمریکا و اسراییل بر سر اینکه سلیمانی برای منافع هر دو، یک تهدید به حساب می آید، توافق دارند.»این روزنامه در ادامه می نویسد: «طرح ترور سلیمانی، پس از آنکه سه سال پیش، واشنگتن مانع ترور او شد، دوباره به جریان افتاده است

لازم به ذکر است که هاآرتص می نویسد: «"الجریده" در محافل عربی، به بلندگوی اسراییل معروف است، و دولت یهودی از طریق این روزنامه، پیام هایش را به دیگران انتقال می دهد

 این بود داستان ترور سرداری که تا به امروز برای امنیت ایران خالصانه و مجاهدانه مبارزه کرد. سرداری که منطقه خاورمیانه ، سوریه و عراق و حتی مرزهای ایران را از لوث تروریسم داعش پاکسازی کرد. سردار سلیمانی کسی بود که با تشکیل جبهه های مردمی ، منطقه را نجات داد که اگر تدابیر او نبود امروز ایران نیز کمی از سوریه، عراق و لیبی نداشت.





نوع مطلب : شورای امور فرهنگی و دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پی حمله بالگرد‌های آمریکایی به فرودگاه بغداد به شهادت رسید.به همین مناسبت امور فرهنگی دینی شرکت آب و فاضلاب روستائی استان لرستان ضمن محکوم کردن این جنایت ، بیانیه ای به شرح ذیل اعلام نمود.
مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا

شهادت مظلومانه سردار سرافراز اسلام و سرباز ولایت و یاور امّت، حاج قاسم سلیمانی موجب تأسف و حسرت عمیق شد.

حاج قاسم سلیمانی که از یادگاران دوران دفاع مقدّس بود، با اخلاصی کم نظیر و مجاهدت شجاعانه در جبهه های حق علیه باطل به دفاع از کیان این سرزمین الهی و امنیّت مردم ایران پرداخت و پس از سال‌ها مبارزه و حضور در خط مقدم مبارزه با داعش و تروریست‌های منطقه ، در پی حمله جنایتکارانه تروریسم دولتی آمریکایی به یاران شهیدش پیوست. ذرّات مطهّر خون پاک او جان تازه‌ای به انسجام ملّی و مقاومت اسلامی خواهد داد.

این مبارز عاشق و عابد عارف، عمری را در راه اعتلای اسلام عزیز گذراند و خداوند مهربان نیز مزد تلاش چهل ساله اش را شهادت قرار داد.

افتخار بزرگ او این است که به دست شقی ترین و نکبت بار ترین دشمنان خبیث ملّت ایران و جهان اسلام ، یعنی آمریکای جنایت کار به درجه رفیع شهادت و به آرزوی دیرینه خود رسید.

شورای فرهنگی دینی آب و فاضلاب روستائی استان لرستان شهادت این الگوی مجسّم اخلاص، شجاعت و انسانیّت را به محضر حضرت ولی عصر روحی و ارواحنا فداه، رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی)، یاران و همرزمانش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، بسیجیان سبزپوشان حریم ولایت ، مردم  شهید پرور لرستان و عموم هموطنان تبریک و تسلیت می گوئید . از خداوند متعال برای سردار محبوبمان شهید سلیمانی علو درجات و همنشینی با سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و برای خانواده معزّز و بازماندگان او صبر و اجر مسألت داریم.
انشاالله روح بلندش با سرور و سالار شهیدان محشور باد
همه ما آماده ایم جانمان را فدای یک تار موی مولا و مقتدایمان کنیم
چهاردهم دی ماه ۱۳۹۸
#انتقام_سخت
امور فرهنگی دینی شرکت آب و فاضلاب روستائی استان لرستان





نوع مطلب : شورای امور فرهنگی و دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شهدا را یاد کنیم به ذکر یک صلوات...

31پشهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب ایران، جنگ 8 ساله حكومت صدام حسین علیه ایران آغاز شد. این جنگ 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد كه صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربین‌های تلویزیون بغداد پاره كرد. صدام در نطقی با تأكید بر مالكیت مطلق كشورش بر اروند رود (كه وی آن را شط‌العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به «اعراب» جنگ را در زمین، هوا و دریا علیه ایران آغاز كرد.
این جنگ در حالی شروع شد كه مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را می‌گذراندند و طبعاً به بازسازی كشور و آرامش و سازندگی می‌اندیشیدند. نیروهای مسلح نیز به دلیل آن كه انتظار جنگ را نداشتند، از آمادگی چندانی برای رویارویی در یك نبرد بزرگ برخوردار نبودند. به همین دلایل، نظامیان عراق در ماههای اول پس از شروع حمله، موفق شدند چند شهر مرزی را در غرب و جنوب ایران تصرف كنند.
علل آغاز جنگ
گرچه صدام حسین در ساعات میانی 31 شهریور و پیش از صدور فرمان حمله به ایران، موضوع اختلافات مرزی را دلیل وقوع جنگ عنوان كرد، اما حتی خود او نیز می‌دانست این جنگ مرحله اجرایی نقشه برنامه‌ریزی شده، هدفمند و فرامنطقه‌ای است و دولت بغداد به دلیل اختلافات زمینی و دریایی خود با ایران، تنها داوطلب اجرای این نقشه شده است.
واقعیت این است كه انقلاب اسلامی تنها سبب از بین بردن «جزیره ثبات غرب» در منطقه نشده بود، بلكه تمامی الگوها و هنجارهای مورد نظر غرب در خاورمیانه و خلیج فارس را بر هم زده بود. انقلاب اسلامی در برابر نظامهای لائیكی مورد نظر غرب در منطقه، با صراحت، احیاء مذهب را صلا می‌داد. علاوه بر آن قدرتهای بزرگ از این نگران بودند كه ثبات مورد نظر آنان در خاورمیانه و همچنین جریان آرام و مطلوب نفت از خلیج فارس، با تثبیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران به خطر افتد. به همین دلیل امریكا و اتحاد جماهیر شوروی ـ علیرغم اختلافات برخاسته از فضای جنگ سرد ـ در نارضایی از انقلاب اسلامی ایران موضع یكسانی داشتند.
جمهوری اسلامی ایران در طول یك سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحمیلی، با فشارهای برون مرزی متعددی روبرو شد:
جنگ تبلیغاتی، سیاسی روانی؛ محاصره اقتصادی؛ بلوكه كردن دارایی‌های ایران؛ تهدیدات نظامی (مداخله نظامی در طبس و ...)؛ تحریف ماهیت انقلاب اسلامی در عرصه بین‌المللی؛ دامن زدن به تروریسم و ناامنی داخلی و حمایت از آن.
هدف از این اعمال، بدبین ساختن افكار عمومی جهان نسبت به انقلاب اسلامی، جلوگیری از شناسایی سیاسی جمهوری اسلامی و فراهم ساختن زمینه های جنگ علیه ایران بود. هدف این بودكه هرگونه برخورد با ایران، در عرصه بین‌المللی، اقدامی در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه ومطابق خواست جامعه جهانی جلوه كرده و توجیه پذیر باشد. هدف این بود كه نگذارند نهضت امام خمینی (ره) به عامل تأثیرگذار در تعیین نظم استراتژیك جهان تبدیل شود.
این گونه اهداف و دیدگاهها نیز نمی‌توانست در چهارچوب اختلافات مرزی و جاه‌طلبی‌های صدام تعریف شود. صدام در حقیقت فریب توطئه خارجی را خورد و جاه‌طلبی‌اش محركی برای انتخاب عراق در اجرای این توطئه بود. البته در كنار این جاه‌طلبی، صدام انگیزه‌های جداگانه‌ای نیز برای جنگ داشت: صدام از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت 60 درصدی شیعیان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه كه خود و دولتمردانش به دفعات اعلام كردند از پیمان الجزیره ناراضی بوده و در پی فرصتی برای لغو آن و حل یكسره اختلافات مرزی دو كشور مطابق میل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سیاستمداران عراقی و غیر عراقی منتشر شد ـ مایل بود در برنامه نابودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن خطرتفكر اسلامی برای استعمارگران، در منطقه پیشقدم شود تا بتواند حمایت دولتهایی را كه با پیروزی انقلاب اسلامی منافعشان خطر افتاده، جلب كند و خود رهبری جهان عرب را به دست گیرد.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران سیاسی، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را تهاجمی فرا منطقه‌ای و برخاسته از اراده برون مرزی می‌شمارند.
البته حوادث بعد نشان داد كه امریكا و یارانش در تبیین واقعیت‌ها، اشتباه كرده و دچار خوش‌بینی شده بودند كه ناشی از ماهیت رخدادهای سیاسی‌ـ اجتماعی و اطلاعات نادرست امریكا بود. امریكا به رغم نظام و سیستم اطلاعاتی‌اش، همچنین حضور طولانی مدت در جامعه ایران، فاقد اطلاعات واقعی بود و توان تبیین صحیح این اطلاعات را نیز نداشت.
مجموعه این مسایل، امریكا و هم پیمانانش را به چالشی با جامعه ایران كشاند كه هنوز بعد از گذشت نزدیك به سه دهه به پایان نرسیده است. گرچه در این مدت تحولات زیادی رخ داده، اما به طور قطع آن چه امریكایی‌ها از آن هراس داشتند اتفاق افتاد؛ انقلاب اسلامی ایران در برگرفتن غبار از چهره اسلام و خارج ساختن آن از كنج راكد عبادتگاهها به صحنه سیاسی جوامع بشری موفق بود.
تمهیدات صدام برای جنگ تحمیلی
صدام كه اساساً با نیت مبارزه با جمهوری اسلامی ایران در 25 تیر 1358 با كودتا در عراق به قدرت رسیده بود، از ابتدا از تمامی راههای ممكن برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی بهره گرفت.

اخراج هزاران ایرانی از عراق در نیمه دوم 1358ش.؛ توزیع اسلحه بین عوامل ضد انقلاب حمایت از بمب‌گذاران و طراحی انفجارهای مكرر در خطوط راه‌آهن و تأسیسات نفتی؛ پناه دادن به ژنرالهای فراری حكومت پهلوی؛ انتخاب اسامی مجعول برای شهرهای ایران در نقشه‌ها و كتابهای درسی (عراق اهواز را «الاحواز»، خرمشهر را «محمره»، آبادان را «عبادان»، سوسنگرد را «خفاجیه» و بالاخره خوزستان را «عربستان» نامید.1) و الحاق خیالی این شهر‌ها به قلمرو جغرافیائی عراق؛‌ تحریكات و تجاوزات مكرر مرزی (دهها مورد یادداشت رسمی اعتراض از سوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به سفارت رژیم عراق در تهران ارسال شده است2)؛ انعقاد قراردادهای خرید هواپیماهای میراژ، میگ وتوپولف (این قراردادها پس از پیروزی انقلاب و قبل از جنگ منعقد شده است)؛ تقویت بدون دلیل نیروهای عراقی در مرز مشترك دو كشور و ایجاد موانع از قبیل سنگرهای بتونی، سیم‌های خاردار و ... صدها نمونه دیگر از اقدامات مقدماتی صدام برای فراهم آوردن زمینه یك تهاجم گسترده نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است.
از این رو هجوم نظامیان عراق به ایران در 31 شهریور 1359، تعجب هیچ یك از محافل سیاسی مطلع جهان را برنیانگیخت، چرا كه از تمامی اقدامات یكساله صدام، بوی جنگ به مشام می‌رسید.
دولتمردان عراقی از همان ابتدای تجاوزشان تمامی توان سیاسی، نظامی و تبلیغی خود را برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی ایران به كار بستند. در جبهه سیاسی هیأتهای بسیاری را روانه كشورهای اروپایی، آفریقایی و آسیایی كردند و در این مأموریت‌ها تلاش داشتند تا اهداف و مقاصد خود در تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی ایران را، نزد جهانیان توجیه نمایند. در نیمه اول دهه 1360 ش. روزنامه‌ها و رسانه‌های ارتباط جمعی امریكا و اروپا مملو از مقالات و گزارشهایی بود كه در آنها، به اهداف و نقشه‌های مقامات عراقی در به راه انداختن جنگ و علت حمایت كشورهای غرب و شرق از آنها اشاره شده بود. در این مقالات در توصیف اهداف جنگ به سركوب بنیادگرایی در منطقه، توقف صدور انقلاب اسلامی، كاستن از خطر بالقوه برای حكومت صهیونیستی، رفع نگرانی دولت‌های عرب خلیج فارس از قدرت ایران و ... اشاره شده بود.
عراقی‌ها در خلال جنگ، تمام قوانین ومقررات بین‌المللی را زیر پا گذاشتند: پیمان الجزایر، پیمان منع كاربرد سلاحهای شیمیایی، پیمان منع حمله به اماكن مسكونی، پیمان مربوط به ضرورت رفتار انسانی با اسیران جنگی، پیمان مربوط به ضرورت امنیت هوانوردی، پیمان مربوط به امنیت دریاها، و دهها و صدها نمونه دیگر از پیمانها، مقررات و قوانین معتبر بین‌المللی در خلال جنگ تحمیلی از سوی عراقی‌ها به زیر پا گذارده شد.
بغداد در خلال جنگ تحمیلی، از شبكه‌های بمب‌ گذار درداخل كشورو در رأس آنها از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) حمایت كرد. منافقین كه در فرانسه و بعد در عراق مستقر شدند با سكوت یا حمایت دولت‌های میزبان، بسیاری از اقدامات تروریستی علیه مسئولان و افراد عادی كوچه و بازار ایران را در خلال جنگ تحمیلی هدایت ‌كردند. ترور مردم عامی و مسئولان نظام، در پاریس و بغداد طراحی و برنامه‌ریزی می‌شد و در شهرهای مختلف ایران به اجرا در می‌آمد. هفتم تیر و شهادت آیت‌الله بهشتی و 72 نفر از مسؤولان ایران، هشتم شهریور وشهادت رئیس جمهور رجایی و نخست‌وزیر باهنر، شهادت امامان جمعه، ترور مستمر مردم عادی از قبیل كاسب، دانش‌آموز، روحانی و غیره از جمله اقدامات تروریست‌های داخلی تحت الحمایه دولت عراق در خلال 8 سال جنگ تحمیلی بود.
علاوه بر این، ابعاد جنگ فقط در مرزها و یا در داخل شهرها به صورت ترورهای روزمره خلاصه نمی‌شد، بلكه خانه‌های مسكونی مردم و مدارس كودكان بی‌دفاع در بسیاری از شهرهای ایران آماج حملات موشكی عراقی‌ها بود و هزاران نفر از تلفات مردمی جنگ ناشی از همین گونه حملات بود. كشتی‌های باری و نفتی كه عازم بنادر ایران بودند، در بخش عمده این 8 سال هدف حملات هوایی عراق در خلیج فارس بودند و هواپیماهای جاسوسی ـ آواكس ـ كه در عربستان مستقر بودند، جنگنده‌های عراقی را در هدف‌گیری این كشتی‌ها یاری می‌دادند.
حمایتهای جهانی از صدام
در خلال جنگ تحمیلی، عراق از حمایت بی‌دریغ تسلیحاتی، مالی و سیاسی بین‌المللی برخوردار بود. فرانسه، شوروی، انگلستان و چین درصدر صادر كنندگان اسلحه مورد نیاز عراق قرار داشتند، آلمان تأمین كننده عمده جنگ افزارهای شیمیایی عراق بود و دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس تأمین كننده عمده نیازهای نفتی، مالی و ترابری عراق بودند.
دولت عراق در 1358ش. حدود 12 میلیارد دلار صرف خرید تسلیحات كرد، امّا در 1361 توانست در خرید جنگ‌افزار از عربستان سعودی سبقت گیرد و در 1363 ش. بودجه نظامی بغداد از مجموع بودجه نظامی كشور‌های عضو شورای همكاری خلیج فارس بیشتر شد. در این سال عراق 40 درصد درآمدهای داخلی خود را صرف خرید جنگ‌افزار از امریكا، انگلیس، فرانسه و روسیه كرد. هزینه‌ای كه عراق در دهه 1360ش. صرف خرید سلاح از امریكا و اروپا كرد، از هزینه تسلیحاتی كشورهای صنعتی اروپای غربی در همین دهه بیشتر بود. در این دهه عراق، دو برابر آلمان غربی بودجه نظامی داشت.3
نه در امریكا، نه در اروپا، نه در روسیه و نه در سازمان ملل، هیچ منعی برای تسلیح مداوم عراق به انواع جنگ‌افزارهای كشتار جمعی در دهه 1360 ش. وجود نداشت. بسیاری از این سلاحها در شرایطی به عراق سرازیر می‌شد كه این كشور پولی برای خرید آنها نداشته و خود را همه ساله به فروشندگان خود مقروض می‌ساخت. بسیاری از واردات نظامی نیز با صادرات نفتی پاسخ داده می‌شد.
آمارهای رسمی نشان می‌دهد كه شوروی، فرانسه و چین ـ سه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل ـ به ترتیب درصدر كشورهای صادركننده سلاح به عراق در دهه 1360 ش. بوده‌اند. در طول این دهه، 53 % واردات نظامی عراق به ارزش تقریبی 13 میلیارد و 400 میلیون دلار از شوروی تأمین می‌شد. فرانسوی‌ها نیز با فروش بیش از 5 میلیارد دلار سلاح به عراق در دهه 1360ش. مجموعاً 20 % واردات نظامی عراق را به خود اختصاص داده‌اند. این رقم در مورد چین نیز به 7% یعنی به بیش از یك میلیارد و ششصد میلیون دلار بالغ می‌شد. 4
در كنار فعالیت مستقیم كارخانجات جنگ افزار سازی وابسته به دولت‌ها، مؤسسات خصوصی مختلف نیز در این راستا صرفاً جهت كسب درآمد هرچه بیشتر وارد معركه شده و بدون توجه به قوانین داخلی هر كشور در مورد منع صدور ساز و برگ نظامی به كشورهای درگیر جنگ و حتی قوانین و كنوانسیون‌های بین‌المللی ناظر بر جلوگیری از تولید و فروش سلاحهای غیر متعارف، عراق را به صورت یك زراد خانه عظیم درآوردند.
این روند باعث شد كه حكومت بعث نه تنها به پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی در زمینه‌های جنگ هوایی و زمینی دست یابد، بلكه كارخانجات جنگ افزار سازی متعددی با همكاری كشورهای مختلف به صورت آشكار و نهان برپا ساخت، به طوری كه طبق گزارش مؤسسات بین‌المللی، در پایان جنگ، عراق پنجمین قدرت نظامی جهان شد.5
در این جنگ امریكایی‌ها نیز سهم خود را در یاری رساندن به ماشین جنگی صدام و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران ایفا كردند: در اسفند 1360، نام عراق از فهرست كشورهایی كه واشنگتن از آنها به عنوان «طرفداران تروریسم» یاد می‌كرد خارج شد و در آذر 1363، امریكا به تحریم سیاسی عراق خاتمه داد و روابط سیاسی با این كشور را برقرار كرد. امریكایی‌ها در موارد متعددی هماهنگ با صدام و به طور مستقیم وارد جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران شدند. حمله به پایانه‌ها و چاه‌های نفتی ایران در خلیج فارس و ساقط كردن هواپیمای مسافری ایرباس ایران بر فراز این منطقه و كشتار 300 مسافر و خدمه آن، دو نمونه از این حملات بود. این حوادث در حالی رخ می‌داد كه ایران مورد تحریم تسلیحاتی قرار داشت و این تحریم با شدت اعمال می‌شد. «كاسپارواین برگر» ـ وزیر دفاع وقت امریكا ـ راجع به تصویب قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران با صراحت گفته بود:
«... در صورتی كه قطعنامه تحریم تسلیحاتی اجرا شود، ریشه توانایی ایران برای ادامه جنگ به سرعت خشك می‌شود و در واقع ریشه موجودیت ایران نیز به صورت یك ملت به خشكی می‌گراید... 6»
شورای همكاری خلیج فارس كه در 1359 ش. به بهانه همكاری‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی 6 كشور عضو ـ امارات متحده عربی، بحرین، قطر، كویت، عربستان سعودی و عمان ـ به وجود آمد، عملاً كانونی برای گردآوری دلارهای نفتی منطقه و انتقال آن به بغداد برای تقویت بنیه نظامی عراق شده بود. هنگامی كه جنگ به پایان رسید، تنها مطالبات نقدی 6 كشور عضو این شورا از عراق، از مرز 80 میلیارد دلار گذشته بود. این غیر از میلیاردها دلار نفتی بود كه دولتهای منطقه به ویژه كویت و عربستان از پالایشگاهها و پایانه‌های خود به حساب عراق به شركتها و كمپانی‌های نفتی غرب فروخته بودند.
شیخ نشینهای عرب منطقه به مدت یك دهه به مثابه دولتهای دست نشانده بغداد عمل می‌كردند. عراقیها دائماً از آنها متوقع بودند و برای جنگ و اقدامات نظامی خود بر سر آنان منت می‌گذاشتند و رژیمهای عرب نیز سپاسگزار بعثیها، دلارهای نفتی‌شان را برای حاكمان بغداد ارسال می‌كردند؛ همان حاكمانی كه دو سال بعد از پایان جنگ تحمیلی‌شان بر ایران، در حمله جدید خود به كویت و عربستان تلافی حمایتهایشان را كردند!. به همین دلیل، هنگامی كه در تابستان 1369 ش.، صدام، طرح حمله گسترده به كویت را آماده می‌كرد، كمترین بهایی برای واكنش احتمالی عربستان و سایر شیوخ شورای همكاری قائل نبود. دولتهای عرب حوزه خلیج فارس در آن سال، در حقیقت پاداش سیاست ده ساله خود را در دفاع یكجانبه از صدام دریافت كردند.
ناكامی صدام در دستیابی به اهدافش
ایمان و اعتقاد راسخ رزمندگان ایران به حقانیت انقلاب اسلامی و موج عظیم مردمی كه در قالب «بسیج» برای دفاع از كیان نظام جمهوری اسلامی ایران طی 8 سال دایماً حضور خود را در جبهه حفظ كردند، بزرگترین سرمایه انقلاب و نظام بود و مهمترین نقش را در توقف ماشین جنگی عراق بر عهده داشت.
در بررسی عوامل شكست عراق در دستیابی به اهداف اعلام شد‌ه‌اش، علاوه بر ایمان و اعتقاد رزمندگان ایرانی، عوامل دیگر از قبیل ناامیدی حامیان صدام از سقوط جمهوری اسلامی ، مردمی شدن جنگ و سرانجام پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران نیز بی تأثیر نبود. نتیجه آن شد كه عراقیها 8 سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اولیه آغاز قرار داشتند.
«خاویر پرزدكوئه‌یار» ـ دبیر كل وقت سازمان ملل ـ نیز در خاتمه جنگ، با انتشار بیانیه‌ای رسماً از عراق به عنوان «شروع كننده جنگ» نام برد. این بیانیه نیز سندی از مجموعه اسناد حقانیت جمهوری اسلامی ایران درجنگ بود. در خلال این جنگ هیأتهای متعدد صلح از سوی سازمان ملل، سازمان كنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و جنبش عدم تعهد برای میانجی‌گیری به تهران و بغداد سفر كردند كه غالباً داوری آنها به دلیل آن كه فاقد اصل بیطرفی و گاهی عاری از عدالت و صداقت بود، به نتیجه‌ای نرسید. قطعنامه‌های منتشره از سوی شورای امنیت سازمان ملل نیز به استثنای قطعنامه هفتم ـ قطعنامه598ـ كه در تیر 1366 به تصویب رسید، غالباً جانب انصاف و عدالت را رعایت نكرده بود.
قطعنامه 598 نیز عاری از اشكال نبود اما نسبت به سایر قطعنامه‌های منتشره، مواضع بیطرفانه‌تری داشت و جمهوری اسلامی ایران علیرغم بی‌میلی اولیه سرانجام در تیر 1367 آن را رسماً پذیرفت. روز 29 مرداد 1367 از سوی سازمان ملل آتش بس اعلام شد و به تدریج آتش جنگ در جبهه‌ها خاموش گردید. با این همه هنوز اكثر بندهای قطعنامه 598 اجرا نشده است.
قسمتی از پیام امام خمینی(ره) راجع به قطعنامه 598 و شرایط سیاسی آن روز چنین است:
... من با توجه به نظر تمام كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور كه به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم و خدا می‌داند كه اگر نبود انگیزه‌ای كه همه‌ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود...
... خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده‌ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشیده‌ام و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌كنم، و بدا به حال آنان كه در این قافله نبودند، بدا به حال آنهائی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت، بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند.7
به این ترتیب جنگی كه در 31 شهریور 1359 توسط همة ظالمان جهان و به دست صدام بعثی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، بدون دستیابی آنان به اهدافشان، در تابستان 1367 ش. به پایان رسید.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : ترویج فرهنگ و سیره اهل بیت ( علیهم السلام )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام تسلیت باد.
عکس و پوستر محرمی با کیفیت




نوع مطلب : ترویج فرهنگ و سیره اهل بیت ( علیهم السلام )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : ترویج فرهنگ و سیره اهل بیت ( علیهم السلام )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

از دوم تا هشتم شهریور ماه، هفته دولت نامگذاری شده است


2 شهریور؛ آغاز هفته دولت

انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور سال 1360 و شهادت دو یار دیرین امام (ره) و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر که نمونه ای از دولتمردان مردمی بودند و نیز به منظور آشنایی مردم با فعالیت ها و بیان اهداف و برنامه های آینده دولت، هفته ای به نام هفته دولت نامگذاری شده است که از دوم تا هشتم شهریور می باشد

 

هفته دولت
در تاریخ هر ملت، فراز و نشیب‌های تلخ و شیرینی وجود دارد که تعیین‌کننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت است. نظام جمهوری اسلامی در ایران به رهبری بزرگ مردی که جهان مانند او را کمتر به خود دیده است و همچنین جان‌فشانی فرزندان فداکار این مرز و بوم، حرکت خود را آغاز کرد. در این میان، شهادت دو شخصیت فداکار اسلام، رجایی و باهنر که به آتش کین منافقان سوختند، فصلی از شهادت را به نام «هفته دولت» در تاریخ انقلاب گشوده است.


علت نام‌گذاری چنین هفته‌ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت و مکتبی بود که پس از حاکمیت لیبرال‌ها بر کشور، عهده‌دار امور شد. این دولت در آن دوره بحرانی، بیش‌ترین حد تلاش و کوشش را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب از خود نشان داد، تا آنجا که جان خویش را سر آن نهاد.


مقام معظم رهبری درباره ویژگی‌های اخلاقی شهیدان رجایی و باهنر می‌فرماید: «شهید باهنر، مرد بی تظاهری بود که هیچ کس از ظاهر آرام او نمی‌فهمید در باطن و ذهن و اندیشه موّاج او چه می‌گذرد. وی یکی از متفکرین و تئوریسین‌ها و ایدئولوگ‌های انقلاب بود. نوشته‌های زیادی داشت و کتاب‌های زیادی را تنظیم کرده بود....ارتباطات نزدیکی با شهید مطهری و شهید بهشتی داشت و هر دوی اینها، برای عظمت فکری و قدرت تفکر عملی او ارزش زیادی قائل بودند... نقش شهید رجایی و باهنر در افشا کردن ماهیت لیبرالی و منافقانه بنی صدر، بسیار برجسته بود. شهید رجایی با صبر خود و متانت و حوصله عظیم و با قبول دردها و رنج‌های قلبی و غیرقابل افشایی که داشت، توانست، بنی صدر خائن را افشا و رسوا کند و به زمین بکوبد.

 

کارنامه شهیدان رجایی و باهنر
زمانی که دولت شهید رجایی از مجلس رأی اعتماد گرفت و کار خود را شروع کرد، مردم ناراضی و نگران از عملکرد دولت موقت، در پی نخست وزیری می‌گشتند که عقده قلب آنها را بگشاید و به انقلاب شور و هیجانی دوباره ببخشد. این در حالی بود که یک خط لیبرالیستی خطرناک در زیر نقاب‌ها و حجاب‌های گوناگون، می‌کوشید انقلاب اسلامی را از مسیر خود منحرف کند، آن را از حرکت باز دارد و به نابودی بکشاند. شهیدان رجایی و باهنر توانستند عشق و ایمان را به مردم ارزانی کنند و خدمات شایانی به همه مردم به ویژه محرومان ارائه دهند که برکات آن تا کنون نیز ادامه دارد.

مقام معظم رهبری، یک سال بعد از شهادت مظلومانه رجایی و باهنر، در مورد ارزیابی این حادثه می فرماید: ما امروز از این حادثه درس می گیریم که ضد انقلاب برای پیشبرد اهداف خودش، حاضر است چهره‌هایی به قداست رجایی و باهنر را به آن شکل فجیع نابود کند. ما می‌فهمیم که ضد انقلاب با چهره های منافقانه ای حاضر است در همه جا و حتی اتاق کار شهید رجایی نفوذ کند و به این وسیله، جنایتی را انجام دهد؛ در صورتی که شهید، با همه زیرکی و هوشیاری او را نشناسد و چهره منافقانه او را نتواند تشخیص دهد.

 

ما این حادثه را در تاریخ گذاشتیم، اما یک بایگانی بسته و متروک نیست، بلکه هر لحظه در مقابل چشم ماست و باید از آن عبرت بگیریم و همچنان که بارها گفتیم، خودمان را برای سرنوشت افتخارآمیز و غرورآمیز این دو شهید عزیز آماده کنیم.


امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت شهیدان رجایی و باهنر فرمود: ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت‌های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی شود عقب راند؛...گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند. آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه‌های نبرد با قدرت‌های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند.

 

ارتباط دین و دولت در قرآن
در قرآن مجید، ارتباط تنگاتنگی میان دین و دولت وجود دارد. بر اساس آیات الهی، دولت امری است که در ذات دیانت نهفته است.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: «خداوند مالک حکومت و دولت است و آن را به هر که بخواهد می دهد و از هر که بخواهد می گیرد». واژه ملک در این آیه، همان سلطنت و دولت است که در اصل از آن خداوند است و آن را به نیکان می دهد. منظور از دولت در این دسته از آیات، همان دولت الهی است که جنبه حقیقی دارد و مشروعیتش ذاتی است.


در اندیشه قرآنی، طبیعت جامعه بشری، نهایت کمال خود را می جوید و حرکت جوامع هم به همان سمت و سو است. این قاعده کمال نهایی، در همه جنبه‌های انسانی، اجتماعی، مدنی، اخلاقی و روانی جریان دارد و ناگزیر باید زندگی اجتماعی و مدنی انسان نیز به عالی ترین شکل خود دست یابد و همه استعدادهایی که در وجود آدمی نهفته است، آشکار شود و به هدف غایی زندگی برسد.

 

دولت، امانت الهی
قرآن کریم، حاکم و سرپرست اجتماع را، امین و نگهبان آن جامعه می‌داند. امام علی علیه السلام با الهام از این آیه، در نامه‌ای به حاکم آذربایجان می‌نویسد: «مبادا بپنداری حکومتی که به تو سپرده شده، شکاری است که به چنگت افتاده است؛ خیر، امانتی برگردنت گذاشته شده و بالادست تو، از تو حفظ حقوق مردم را می خواهد. تو را نرسد که به استبداد و دل خواه، میان مردم رفتار کنی.» حضرت در جای دیگر، ضمن بخشنامه ای به مأموران مالیاتی خود می فرماید: به عدل و انصاف رفتار کنید. به مردم درباره خودتان حق بدهید. پر حوصله باشید و در برآوردن نیازهای آنها تنگ حوصلگی نکنید که شما خزانه داران رعیت، نمایندگان ملت و سفیران حکومتید.


بنابراین هفته دولت، فرصتی است تا عملکرد دولت‌ها که با اهداف بزرگی چون پایبندی کامل به دین خدا و اصرار بر اقامه الهی، عدالت طلبی، مبارزه با فساد، پاک دامنی، صداقت و صراحت و توجه به محرومان روی کار می‌آیند، برای مردم بیان شود.

 

دولت و توجه به محرومان
«در نظام اسلامی باید همه افراد جامعه، در برابر قانون و در استفاده از امکانات خدادادی میهن اسلامی، یکسان و در بهره مندی از مواهب حیات، متعادل باشند. هیچ صاحب قدرتی، قادر به زورگویی نباشد و هیچ کس نتواند بر خلاف قانون، میل و اراده خود را به دیگران تحمیل کند.

 

طبقات محروم و پا برهنگان جامعه، مورد عنایت خاص دولت باشند و رفع محرومیت و دفاع از آنان در برابر قدرتمندان، وظیفه بزرگ دولت و دستگاه قضایی محسوب شود. هیچ کس به خاطر تمکن مالی، قدرت آن را نیابد در امور سیاسی کشور و در مدیریت جامعه دخالت و نفوذ کند، و هیچ تدبیری در جامعه، به افزایش شکاف میان فقرا و اغنیا نینجامد. پابرهنگان، حکومت اسلامی را پشتیبان و حامی خود حس کنند و برنامه های آن را در جهت رفاه و رفع محرومیت خود بیابند».






نوع مطلب : شورای امور فرهنگی و دینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مراسم جشن تکلیف فرزندان همکار صنعت آب و برق استان لرستان برگزار شد


در ایام دهه ولایت و به مناسبت فرا رسیدن عید سعید غدیر خم با حضور جمعی از معاونین، مدیران و مسئولین امور فرهنگی و خانواده های همکار در  صنعت آب و برق استان لرستان ، جشن تکلیف فرزندان همکار در محل سالن آمفی تئاتر دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبائی استان لرستان برگزار شد.

بابائی دبیر شورای امور فرهنگی و دینی صنعت آب و برق استان لرستان در این مراسم اظهار داشت: به همت مسئولین امور فرهنگی و دینی و با حمایت و پشتیبانی مدیران عامل هر چهر شرکت صنعت آب و برق استان ، جشن تکلیف حدود 90 نفر از دختران و  پسران همکار برگزار گردیده است.

در برگزاری این  جشن حجت الاسلام چراغی مسئول ستاد اقامه نماز و مشاور فرهنگی استاندار استان لرستان به ایراد سخنرانی پرداخت و اظهار داشتند: امروز که دختران و پسران به سن جشن تکلیف می‌رسند و به بندگی خدا تشرف پیدا می‌کنند ، افتخاری است برای بندگان که می‌توانند با خدای خود ارتباط داشته باشند.

گفتنی است؛ این مراسم با اجرای تواشیح و سرود توسط گروه تواشیح ولی عصر (عج)  از شهرستان خرم آباد همراه بود.





نوع مطلب : شورای اقامه نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : ترویج فرهنگ و سیره اهل بیت ( علیهم السلام )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

از روز ازل مهر علی بر دل ما انداختن

مارا دیوانه علی و اولاد علی خواندن

هر کس به مولایم  علی شک دارد

باید بگویم بی شک مادر او مشکل دارد





نوع مطلب : ترویج فرهنگ و سیره اهل بیت ( علیهم السلام )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بر عید غدیر عید اکبر صلوات

بر چهره ی نورانی حیدر صلوات

بر فاطمه این عید هزاران تبریک

بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پوستر با کیفیت بالا




نوع مطلب : ترویج فرهنگ و سیره اهل بیت ( علیهم السلام )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو